خواجه نصير الدين الطوسي ( كوشش مصطفى بروجردى )
55
بازنگارى اساس الاقتباس ( فارسى )
همانگونه كه خاصهء انسان است ، خاصهء حيوان و نامى نيز هست . اما ضرورتى ندارد كه خاصهء انواعى باشد كه در مرتبهء بعد از آن نوع تحقق دارند . بلكه آن عرض ، نسبت به آن انواع ، از قبيل عرض عام است ، نه عرض خاص ، مانند ملوّن كه براى جسم عرض خاص ولى براى انواعى كه در تحت جسم قرار دارند ، عرض عام است . 5 - عرض خاص دو گونه است : الف - خاصهاى كه به خاطر خود نوعبهنوع ملحق مىشود ، نه به خاطر امرى كه اخص از نوع است ، مانند صحت و مرض براى حيوان . ب - خاصهاى كه به خاطر امرى اخص از نوع به آن ملحق مىشود ، مانند كاتب براى حيوان كه به خاطر ناطق بودن حيوان لاحق به آن مىشود . اما اگر عرضى به جهت وجود امرى اعمّ از نوع به آن ملحق شود ، عرض عام خواهد بود . 6 - در اينجا يك اصطلاح ديگر نيز وجود دارد و آن عرض ذاتى است . مراد از عرض ذاتى آن عرض خاصى است كه در صورت اوّل از دو صورت عرض خاصّ گفتيم . يعنى آن عرضى كه فقط به خاطر خود نوع بر نوع عارض مىشود نه به خاطر امرى اعمّ يا اخصّ . 7 - لفظ « عرض » در عرض عام به معنى عرضى در مقابل ذاتى است ، نه به معنى عرض در مقابل جوهر . زيرا ممكن است كه عرض عام ، جوهر باشد ، مانند متحرك و ساكن . فصل پنجم : احوال كليّات خمس همانگونه كه نوع ، داراى جنس و فصل است ، جنس نيز ممكن است داراى جنس و فصل باشد . چنانكه هريك از كليات پنجگانه نيز مىتوانند داراى جنس و فصل باشند . براى نمونه ، فصل مانند ناطق ، داراى جنس و فصل است كه جنس آن مدرك و فصل آن مميّز است . همينطور عرض خاص و عرض عام هركدام داراى جنسى و فصلى هستند ، مثلا سفيد - كه عرض عام است - داراى جنس و فصل است . جنس آن عبارت است از رنگ داشتن و فصل آن عبارت است از مفرّق چشم بودن . نيز ممكن است يك عرض خاص ، داراى عرض خاص يا عرض عام باشد . به همين ترتيب مىتوانيم تركيبات